دسته‌ها
اصطلاحات و ضرب المثل ها انگلیسی

بخش بیست و هشتم اصطلاحات و ضرب المثل ها

Left holding the bag در هچل افتادن، کاسه را سر کسی شکستن
To be left to suffer the blame تنها گذاشتن با همه ی سرزنش ها
The profligate businessman left his distraught partner holding the bag.
تاجر ولخرج، شریک پریشان …

دسته‌ها
اصطلاحات و ضرب المثل ها انگلیسی

بخش بیست و هفتم اصطلاحات و ضرب المثل ها

To play possum خود را به موش مردگی زدن، خود را به خواب یا مردن زدن
To try to fool someone; to make believe one is asleep or dead
سعی در گول زدن کسی، متقاعد کردن کسی به اینکه فرد …

دسته‌ها
اصطلاحات و ضرب المثل ها انگلیسی

بخش بیست و ششم اصطلاحات و ضرب المثل ها

Under the wire سر بزنگاه
Just in time درست به موقع
Hand hesitated about his term paper for two months and finally submitted it just under the wire.
<<هانگ>در مورد پروژه اش دو ماه تعلل کرد، و سر انجام آن …

دسته‌ها
اصطلاحات و ضرب المثل ها انگلیسی

بخش بیست و پنجم اصطلاحات و ضرب المثل ها

To draw in one’s horns خشم خود را فرو خوردن
To check one’s anger, to restrain oneself عصبانیت خود را فرو بردن، خود را نگه داشتن
The performer drew in his horns when he saw that his critic was an …