داستان Isaac Newton (اسحاق نیوتن) به همراه ترجمه ی فارسی آن

درود بر شما خوبان،
در ادامه ی بخش داستانهای انگلیسی و ترجمه ی فارسی آن امروز به داستان زندگی اسحاق نیوتن خواهیم پرداخت.
این داستان اطلاعات خوبی راجع به این دانشمند به شما می دهد.

Isaac Newton

Isaac Newton was born in Lincolnshire, England in 1643, where he grew up on a farm.
اسحاق نیوتن در سال ۱۶۴۳ در لینکلن شایر انگلستان به دنیا آمد و در مزرعه ای بزرگ شد.
When he was a boy, he made lots of brilliant inventions like a windmill to grind corn, a water clock and a sundial.
هنگامی که پسر بچه ای بیش نبود، اختراعات هوشمندانه بسیاری از جمله یک آسیاب بادی برای آسیاب کردن ذرت، یک ساعت آبی و یک ساعت آفتابی ساخت.
However, Isaac didn’t get brilliant marks at school.
با این حال، اسحاق در مدرسه نمره های خوبی نمی گرفت.
When he was 18, Isaac went to study at Cambridge University.
اسحاق در ۱۸ سالگی وارد دانشگاه کمبریج شد.
He was very interested in physics, mathematics and astronomy.
او علاقه بسیاری به فیزیک، ریاضیات و ستاره شناسی داشت.
But in 1665 the Great Plague, which was a terrible disease, spread in England, and Cambridge University had to close down.
اما در سال ۱۶۶۵ طاعون بزرگ، که یک بیماری وحشتناک بود، در انگلستان شیوع پیدا کرد و دانشگاه کمبریج به ناچار تعطیل شد.
Isaac returned home to the farm.
اسحاق به مزرعه و خانه بازگشت.
Isaac continued studying and experimenting at home.
اسحاق در خانه به تحصیل و آزمایش ادامه داد.
One day he was drinking a cup of tea in the garden.
روزی او در باغ مشغول نوشیدن فنجانی چای بود.
He saw an apple fall from a tree.
سیبی را دید که از یک درخت روی زمین افتاد.
“Why do apples fall down instead of up?”
“چرا سیب به پایین سقوط کرد و به بالا نرفت؟”

From this, he formed the theory of gravity.
او از این ماجرا نظریه گرانش را ساخت.
Gravity is an invisible force which pulls objects towards the Earth and keeps the planets moving around the Sun.
جاذبه نیرویی نامرئی است که اشیاء را به طرف زمین می کشد و موجب گردش سیارات به دور خورشید می شود.
Isaac was fascinated by light.
اسحاق مجذوب نور شده بود.
He discovered that white light is in fact made up of all the colours of the rainbow.
او کشف کرد که نور سفید در واقع از همه رنگ های رنگین کمان ساخته شده است.
Isaac also invented a special reflecting telescope, using mirrors.
اسحاق همچنین با استفاده از آینه تلسکوپ، انعکاس خاصی ساخت.
It was much more powerful than other telescopes.
این تلسکوپ بسیار قوی تر از تلسکوپ های دیگر بود.
Isaac made another very important discovery, which he called his “Three Laws of Motion”.
اسحاق کشف بسیار مهم دیگری هم داشت که آن را “سه قانون حرکت نیوتن”نامید.
These laws explain how objects move.
این قوانین، چگونگی حرکت اشیاء را توضیح می دهند.
Isaac’s laws are still used today for sending rockets into space.
قوانین اسحاق هنوز برای ارسال موشک به فضا به کار می روند.
Thanks to his discoveries, Isaac became rich and famous.
اسحاق به برکت اکتشافات خود ثروتمند و مشهور شد.
However, he had a bad temper and often argued with other scientists.
با این حال، بداخلاق بود و اغلب با دیگر دانشمندان مشاجره می کرد.

“You stole my discovery!”
“شما کشف مرا دزدیده ای!”
Sir Isaac Newton died in 1727 aged 85 and He was buried along with English kings and queens in Westminster Abbey in London.
اسحاق نیوتن در سال ۱۷۲۷ در ۸۵ سالگی درگذشت و در کنار پادشاهان و ملکه های انگلستان در کلیسای وستمینستر در لندن به خاک سپرده شد.
He was one of the greatest scientists and mathematicians who has ever lived.
او یکی از بزرگترین دانشمندان و ریاضی دانان طول تاریخ بود.

vocabulary

to grow up: پرورش یافتن، بزرگ شدن.
farm: مزرعه.
to invent: اختراع کردن.
brilliant: هوشمندانه، برجسته.
windmill: آسیاب بادی.
to grind: آسیاب کردن.
corn: ذرت.
water clock: ساعت آبی.
sundial: ساعت آفتابی.
however: به هر حال، در هر صورت.
mark: نمره.
school: مدرسه.
to study: به مطالعه پرداختن، به تحصیل مشغول شدن.
interested in: علاقه مند بودن به چیزی.
mathematics: ریاضیات، رشته ی ریاضی.
astronomy: ستاره شناسی.
great: بزرگ.
plague: طاعون.
disease: بیماری.
terrible: وحشتناک.
to spread: شایع شدن، گسترش پیدا کردن، پخش شدن.
to close down: تعطیل شدن.
to return: باز گشتن.
home: خانه.
continue: ادامه دادن.
experimenting: آزمایش.
garden: باغ.
to fall: افتادن.
to fall down: سقوط کردن.
instead: به جای.
to form: شکل دادن، ساختن.
theory: نظریه، تئوری.
gravity: گرانش، جاذبه ی زمین.
invisible: نامرئی.
force: نیرو.
to pull: کشیدن.
object: شیء.
toward: به سمت.
earth: زمین.
planet: سیاره.
to move around: به دور چیزی چرخیدن.
sun: خورشید.
to fascinate: مجذوب چیزی شدن، جذب شدن.
light: نور.
discover: کشف کردن.
to make up: ساخته شدن از.
colour: رنگ.
rainbow: رنگین کمان.
special: خاص.
reflecting: انعکاسی.
powerful: قدرتمند.
another: دیگر، دیگری.
important: مهم.
discovery: کشف.
to call: نامیدن.
law: قانون.
motion: حرکت.
explain: شرح دادن، توضیح دادن.
move: حرکت کردن.
still: هنوز.
rocket: راکت، موشک.
space: فضا.
thanks to: به برکت.
become: شدن.
rich: ثروتمند.
famous: مشهور.
bad temper: بد اخلاق.
to argue: مشاجره کردن، بحث کردن.
scientists: دانشمند.
steal: دزدیدن، به سرقت بردن.
to die: مردن.
age: سن.
to bury: دفن کردن، به خاک سپردن.
king: پادشاه.
queen: ملکه.
mathematician: ریاضیدان.

درباره داوود چوبینی

داوود چوبینی، نابینا، متولد 30/06/1367، عاشق زبان انگلیسی و سایر زبان های خارجی، مترجم زبان انگلیسی، لیسانس مترجمی زبان انگلیسی، متخصص در زمینه ی طراحی وبسایت، در زمینه ی کامپیوتر دارای مدرک کد نویسی html و سیستم های مدیریت صفحات وب مثل wordpress، مدارک در حوزه ی زبان: لیسانس مترجمی زبان انگلیسی، tofle، fcc و مدرک advance proficiency از کانون زبان ایران. راه های تماس: ایمیل: d.d.choobiny@gmail.com اسکایپ: davood.choofiny شماره ی تماس: 09125974425 همچنین از طریق این شماره می توانید من را در شبکه های اجتماعی نیز بیابید.
این نوشته در انگلیسی, زبان ها, کتابخانه ارسال و , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 پاسخ به داستان Isaac Newton (اسحاق نیوتن) به همراه ترجمه ی فارسی آن

  1. hamidreza می‌گوید:

    سلام با تشکر خیلی این جور داستانها با این شکل و قالب عالیه گذاشتن لغات بعد از داستان هم کار جالبیه چون میشه قبل از خوندن داستان لغاتمون رو محک بزنیم امیدوارم که از این جور داستانها بیشتر بزارید
    استاد با اجازتون brilliant: درخشان بیشتر معنی نمیده تا هوشمندانه؟ و در ضمن اگه تیک مرا به خاطر بسپار به صورت پیشفرز خورده باشه بهتره
    چون بعضی اوقات به زدن تیک توجه نمیشه و با زدن کلیدهای میانبر به سراغ دکمه ی ورود میریم و برای دفعات بعد نیاز به ورود دوباره هستش

  2. hamidreza می‌گوید:

    سلام با تشکر خیلی این جور داستانها با این شکل و قالب عالیه گذاشتن لغات بعد از داستان هم کار جالبیه چون میشه قبل از خوندن داستان لغاتمون رو محک بزنیم امیدوارم که از این جور داستانها بیشتر بزارید
    استاد با اجازتون brilliant: درخشان بیشتر معنی نمیده تا هوشمندانه؟ و در ضمن اگه تیک مرا به خاطر بسپار به صورت پیشفرز خورده باشه بهتره
    چون بعضی اوقات به زدن تیک توجه نمیشه و با زدن کلیدهای میانبر به سراغ دکمه ی ورود میریم و برای دفعات بعد نیاز به ورود دوباره هستش و اگه به گذاشتن داستانهای سطح ۱ و ۲ بیشتر مبادرت بورزید ممنون میشم

  3. hamidreza می‌گوید:

    چرا کامنت مطالبش تکرار میشه؟ مگه بعد از فرستادن نباید پاک بشه؟

  4. داوود چوبینی می‌گوید:

    سلام بر حمیدرضای عزیز،
    ممنون از لطفی که داشتی.
    به روی چشم سعی تیم زبان بیاموز بر این است که تمامی بخشهای سایت هرچه سریعتر به روز شوند.
    انشا الله که به زودی داستانهای انگلیسی و ترجمه ی فارسی بیشتری به سایت اضافه شود.
    در مورد ترجمه هم باید گفت که ترجمه امری سلیقه ای است البته به شرطی که ساختار اصلی را رعایت کرد.
    اینکه کدام کلمه بهتر است به دیدگاه های مختلف مترجمین بستگی دارد.
    در این داستان چون وسایل اختراع شده توسط ایشان متناسب با زمان بوده و به رفع یکی از نیازهای مردم پرداخته هوشمندانه به نظر بنده بهتر هست.
    چرا که طرف با در نظر گرفتن نیازهای زمانه ی خویش دست به اختراع زده است.
    در ثانی برای کلمه ی درخشان معمولاً از bright بهره برده می شود.
    brilliant بیشتر وقتی استفاده می شود که بخواهند بر برجسته بودن چیزی تأکید ورزند.
    فقط باز هم در آخر تأکید می کنم که گذاشتن کلمه ی درخشان نیز به ترجمه آسیب نمی زند.
    درضمن در مورد پرسش آخر شما باید یادآور شوم که افزونه ای که این کار را انجام می دهد به این شکل عمل می کند و متأسفانه تا جایی که خبر دارم نمی توان پیشفرض را تغییر داد.
    همچنین من در بیشتر سایتها دیده ام که به خاطر سپاری رمز عبور همیشه بدون تیک است.
    دلیلش هم این است که در برخی از موارد برخی از کاربران از رایانه ی خویش وارد حساب کاربری خود نمی شوند و شاید دوست نداشته باشند نام کاربری آنها در آن رایانه بماند و اگر نظر شما لحاظ شود آن شخص یادش می رود که تیک گذاشته شده و وی باید تیک را بردارد.
    برای اکثر مردم دنیا جا افتاده که تیک در این شرایط برداشته شده و اگر تمایل داشته باشند آن را خود لحاظ می کنند.
    ممنون از حسن توجه شما

  5. داوود چوبینی می‌گوید:

    دوست عزیز احتمالاً مشکل از براوزر خود شماست.
    چون من همین الآن دارم کامنت دومم را می نویسم و مطالب قبلی پاک شده اند.
    فکر نمی کنم مشکل از سایت باشد.
    لطفاً سیستم خود را مجدد چک نمایید

  6. داوود چوبینی می‌گوید:

    در مورد داستان های سطح بندی شده هم به روی چشم.
    به زودی داستان های جدیدی اضافه خواهند شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.